مقاله ی کذایی" زبان فارسی و عقیم" نوشتاری بود که من در دوران دانشجویی در مجله ای خواندم و افسوس خوردم که کسانی به عنوان دلسوزی برای زبان فارسی در پی خراب کردن
وجهه ی این زبان هستند ولی دولت ضدمیهنی هیچ توجهی به ایشان ندارد.
من هم که دستم به جایی بند نبود که بتوانم جوابیه ای به آن بدهم ولی با خود گفتم که
" در همیشه روی یه پاشنه نمیگرده" و روزی هم نوبت ماست.
پیش از اینکه پاسخ به ادعاهای این فرد درباره ی زبان فارسی بپردازم بهتر است
کلامی زرین را از دکتر حسابی بزرگترین دانشمند معاصر ایران بیاورم:
زبان فارسی ازجمله زبانهای تحلیلی است که با چسباندن پیشوند- میانوند- پسوند
که چه از نظر تعدادو چه از نظر ترتیب محدودیتی ندارند به یکدیگر واژه می سازد.
برخلاف زبان هایی مثل ترکی که حتما باید یک ریشه ی ثابت وجود داشته باشد
تا پسوند هایی محدود چه از نظر تعداد و چه از نظر ترتیب به آن چسبیده
تا واژه ی جدیدی بسازند.زبان فارسی به گفته دکتر حسابی دارای
250 پیشوند
1500 ریشه
650 پسوند
است که بر اساس اصل شمارش علم آمار می توانند صدها میلیون واژه بسازند
در حالیکه ما تنها2400 وند را باید حفظ کنیم و بس.
محور این مقاله بر این اساس است که زبان فارسی دارای کمتر از 300 فعل ساده است
که به مرور کمتر می شوند.
در حالیکه اولا ًبرخلاف زبانهای دیگر(حداقل آنچه من میشناسم) این تعداد افعال ساده ی مذکور "فعل مطلق" هستند
یعنی اینکه کار تخصصی این افعال همین فعل بودن است در حالیکه ما می توانیم
همانند دیگر زبانهااز اسم هم فعل بسازیم:
وقتی در ترکی پسوند ماق به اسم اضافه می شود
وقتی در عربی سه حرف یا چهار حرف از یک واژه را کشیده و در قالبهای خود می اندازند
وقتی در انگلیسی یک to به کلمه اضافه می کنند
برای فارسی چه کاری دارد که "یدن" به اسم اضافه کنند؟
در ثانی:
افعال فارسی دو حالت دارند(بن ماضی- بن مضارع)
در حالیکه در زبانهایی مثل ترکی فعل فقط یک حالت دارد
( ریشه ماضی و مضارع هیچ فرقی ندارند)و این نشان می دهد
که یک فعل فارسی 2برابر یک فعل ترکی نقش دارد.
سوم اینکه:
زبان فارسی بخاطر ساختار خود(که نویسنده ی مقاله آن را محور زبان می داند)
وابسته به افعال خود نیست بلکه با همان ساختار پیوندی واژه سازی می کند
و مفاهیم را به مخاطب می رساند.
به عبارت دیگر واژه سازی در زبان فارسی وابسته به وندهایش می باشد که آنها نیز مشخص هستند.
چهارم اینکه:
پسوندهای زبان های دیگر(چه ترکی چه انگلیسی چه قالبهای عربی) همه محدودند.
درحالیکه زبان فارسی می تواند از هر وندی برای نشان دادن وجهه ی مورد نظر
خود در مورد یک مفهوم استفاده کند.
مثلا اگر یک وسیله ی جدید فرد را به یاد یک حیوان هم بیاندازد
در زبان فارسی می توان با یک پسوند شباهت ساز مثل: وش- سان- آسا- وار- مان- سا – دیس و... و اتصال آن به نام آن حیوان براحتی آن را تعریف نماید و هیچ در قید آن قالب یا پسوندهای تعریف شده نباشد.
پنجم اینکه:
تنها مشکل زبان فارسی دست اندرکاران امور(دولتیان) هستند وبس.کمااینکه در زمان دولتهای میهن دوست زبان فارسی پیشرفت کرده و در زمان حکومت های غیرملی تخریب شده است.
نویسنده این مقاله به طور تلویحی به شیرینی و زیبایی زبان فارسی طعنه می زند
و بدون اینکه بداند چرا به این زبان شیرین یا زیبا گفته می شود آن را به منزله ی
یک تعارف مورد چشم پوشی قرار می دهد.
وی در ابتدای مقاله حرف از یافتن کاستی ها می کند که برای آن درمان ارائه نماید،
در حالیکه بدون ارائه ی هیچگونه علاجی برای دردهای ادعا شده اش مقاله را به پایان می برد.
نگارنده ی مقاله ساختار تمام زبان ها را همانند هم می انگارد و چنین بیان می دارد که
زایایی زبان بستگی به اشتقاق دارد و اشتقاق هم ساختن اسم از فعل است!
در حالیکه اصولا ساختن واژه در هر زبان تابع فرمول های خاص همان زبان است
و ارتباطی به دیگر زبان ها ندارد.
مثلا طرز ساختن واژه در زبان عربی هیچ ارتباطی به طرز ساختن واژه در انگلیسی ندارد
چرا که اولی با تعیین 3 یا 4 حرف و انداختن آن در قالب های آماده فعل و ... می سازد
ولی دومی بدون هیچ عملی واژه را هم اسم و هم فعل محسوب داشته و برای اشتقاق های دیگر پسوندهای مشخصی را می افزاید.
بعد از این وی سعی می کند که به زبان فارسی بتازد:
1- ادعا می کند که درفارسی فقط افعال بسیط هستند که زایایی دارند و می شود از آنها واژه ساخت!!
در حالیکه در بالا گفته شد اصولا واژه سازی در فارسی ربطی به افعال ندارد
و هر ترکیبی بین وندها می تواند واژه بسازد.
مثلا: آمدن- بر آمدن- درآمدن- سرآمدن-...
یا واژه هایی که با افزودن پسوند (ـه) به اجزای بدن ساخته شده اند:
گوش(گوشه)- چشم(چشمه)- دست(دسته)- پا(پایه)- گردن(گردنه) و...
2- مدعی است که در زبان امروز فارسی فعل ساخته نمی شود!
در حالی که چه در زبان فارسی عامیانه با شناخته شدن فرمول افعال براحتی فعل های جدید ساخته می شود
که در زبان عوام هویداست(مثل گازیدن- جراندان و ...)
هم در زبان فارسی رسمی می بینیم که براحتی واژه های فراموش شده که زنده می شوند و بعد از چند بار بکارگیری در رسانه ها جا می افتندو چه واژه هایی که جدیدا در فرهنگستان ساخته می شوند و چه بسا واژه هایی هستند که ظاهری زشت در فارسی امروز دارند ولی براحتی جا می افتند.
(مثل کسینوس- ارتوپد و..)این چه کاری دارد که یک (یدن) به واژه ای ناآشنا بیافزایند
و در رسانه ها بکار بگیرند تا جا بیافتد؟
3- شمار افعال به ما رسیده هر چند تا هم که باشد 2حالت ماضی و مضارع دارد
که بر خلاف طرز شمارش معمول دو برابر می شوند.
علاوه بر این خیلی افعال وجود دارد که در فرهنگ های معین و دهخداو آنندراج و برهان قاطع و ... هستند
ولی کسی ازشان خبر ندارد(مثل آغالیدن- کوالیدن و...)
همچنین منابع فارسی (مثل پهلوی- پارسیک- اوستایی- گویش های محلی و...)
دارای گنجینه های دست نخورده ای هستند که بر فرض محال اینکه لازم باشد
می توان از آنها استفاده نمود.
گذشته از موارد بالا،چنان که گفته شد ساخت فعل و واژه ی جدید هیچ کاری ندارد.
4- افعال مرکب بخاطر راحت بودنشان بکار می روند ولی باعث نمی شوند
که بن فعل از بین برود.
مثلا وقتی بازکردن جای گشودن را بگیرد این در زبان عوام و حداکثر فارسی رسمی است
ولی در فارسی ادبی و در بخش واژه سازی هنوز مورد استفاده خواهد بود.
5- نویسنده یکجا می گوید که زبانهای دیگر از اسم فعل می سازند و اینجا می گوید
که این افعال جعلی هستند و زایایی ندارند(تناقض گویی)
ولی به رو اگر منظور افعالی مثل(فهمیدن- بلعیدن)هستند که معدود هستند
و کاری به اینها نداریم اما اگر منظور آنهایی هستند که از اسم ساخته شده اند
هیچ دلیلی بر نازا بودنشان نیست.
6- در پایان نتیجه می گیرد که زبان فارسی هم اکنون مشکلی ندارد ولی برای واژه سازی
تخصصی مشکل پیدا خواهد کرد!!(برای پاسخ به این ادعا می توان به نوشته های بالا مراجعه کرد)
"این نوشتار گزیده هایی بود از چند کتاب از جمله:
وندهای زبان فارسی نوشته ی دکتر ضیاءالدین هاجری انتشارات آوای نور
واژه یاب نوشته ی ابوالقاسم پرتو
فرهنگ پایه از تهمورث جلالی انتشارات اساطیر
زبان های مردم جهان
نويسنده: ميشل مالرب
مترجم: عفت ملانظر
شركت انتشارات علمی وفرهنگی
به علاوه نقدهایی از شخص نویسنده"